تبليغاتX
.::عطــــر نرگــس::.

.::عطــــر نرگــس::.

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

 بهار بهار بهار بهار صدا همون صدا بود صداي شاخه ها و ريشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنايي ؟ صدات مياد ... اما خودت كجايي وابكنيم پنجره ها رو يا نه ؟ تازه كنيم خاطره ها رو يا نه ؟ بهار اومد لباس نو تنم كرد تازه تر از قصل شكفتنم كرد بهار اومد با يه بغل جوونه عيد آورد از تو كوچه تو خونه حياط ما يه غربيل باغچه ما كريه گلدون خونه ما هميشه منتظر يه مهمون بهار اومد لباس نو تنم كرد تازه تر از فصل شكفتنم کرد ...

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 23:37 توسط نــرگــس |


 

ماهی همیشه تشنه ام در زلال لطف بیکران تو

میبردمرابهر کجا که میل اوست

موج دیدگان مهربان تو

زیر بال مرغکان خنده هات

زیر افتاب داغ بوسه هات

ای زلال پاک

جرعه جرعه میکشم ترا به کام خویش

تا که پر شود تمام جان من ز جان تو

ای همیشه خوب ای همیشه اشنا

هر طرف که میکنم نگاه

تا همه کرانه های دور

عطر خنده و ترانه میکند شنا

در میان بازوان تو

ماهی همیشه تشنه ام

ای زلال تابناک

یک نفس اگر مرا بحال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:30 توسط نــرگــس |