برای پریدن من توی این هوای بسته پر پر کشیدنم شو همسفر ای یار خسته من و تو وقتی رسیدیم به افق های مه آلود بجز آشیونه عشق واسه ما بگو چی کم بود؟ راهی اون سرزمینیم که شباش مهتابی باشه تو دل کبوتر عشق پر از بی تابی باشه یادته ستاره هارو از توی قفس میدیدم؟ دونه دونه پولک نور از تو آسمون میچیدیم؟ یار من ای هم قبیله راهی دشت خداییم ولی از قبیله خود خیلی وقته که جداییم اونجا تنها یه قفس بود یه قفس با آب و دونه که خیال کردیم همیشه همینه معنی خونه قفس و وقتی شکستیم طعم پروازو چشیدیم برای به هم رسیدن ما چه رنجی که کشیدیم برای پریدن من توی این هوای بسته پر پر کشیدنم شو که پرو بالم شکسته... خودم به خودم تولد خودمو تبریک میگم! راستی تولد آدما تبریک گفتن هم داره؟ وقتی کسی رو داشته باشی که بیادت باشه لازم نیست خودت جار بزنی من اومدم! خوب اومدی که اومدی گیرم! اول ژانویه دنیا اومدی! گیرم اونروز اولین برف زمستونی رو زمین نشسته بود !گیرم اولین فرزند و اولین نوه بودی! گیرم ....چرا داد و بیداد میکنی؟ بیشین سر جات بینیم! تو این دنیای که همه غرق مشکلاتشون هستن کی اومدن تو چه واقعه مهمی میتونه باشه؟ چرا برا بیشتر آدما کی رفتن دیگران مهمتره؟ تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی تا که رفتیم هم یار شدند.......................... نه بابا خوشحال نشین ما نرفتیم مثل سنجد بازم برمی گردم هااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 11:54 توسط نــرگــس |
از خیابان میگذرم به این می اندیشم که چه کسانی قبل از من از همین پیاده رو گذشته اند و اینک به ابدیت پیوسته اند. در آغوش مادر یا دست در دست محبوب گریان و خندان... ناگهان دلم میگیرد من نیز از همین پیاده رو میگذرم و پس از من دیگری همین فکر به ذهنش خطور می کند که چه کسانی... بی صبرانه به انتظار عوض کردن تایر ماشین هستم که پنچر شده... نه از آنجا که آمده ام دل خوشی دارم نه به آنجا که می روم امیدواری دارم... پس چرا هنوز بی صبرانه انتظار رفتن را میکشم؟ به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید؟ غصه نخور مسافر اینجا با هم غریبیم از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم فرقی نداره بیتو بهارمون به پاییز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز؟ غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشای قشنگت غصه نخور مسافر بازم میای به زودی مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیچکی خبر نداره غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند بهار تو برمیگردی چیزی نمونده بخند غصه نخور مسافر تولد دوباره غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیای و بمونی... 
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 17:38 توسط نــرگــس |