تبليغاتX
.::عطــــر نرگــس::. - همسفر

.::عطــــر نرگــس::.

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

برای پریدن من توی این هوای بسته

پر پر کشیدنم شو همسفر ای یار خسته

من و تو وقتی رسیدیم به افق های مه آلود

بجز آشیونه عشق واسه ما بگو چی کم بود؟

راهی اون سرزمینیم که شباش مهتابی باشه

تو دل کبوتر عشق پر از بی تابی باشه

یادته ستاره هارو از توی قفس میدیدم؟

دونه دونه پولک نور از تو آسمون میچیدیم؟

یار من ای هم قبیله راهی دشت خداییم

ولی از قبیله خود خیلی وقته که جداییم

اونجا تنها یه قفس بود یه قفس با آب و دونه

که خیال کردیم همیشه همینه معنی خونه

قفس و وقتی شکستیم طعم پروازو چشیدیم

برای به هم رسیدن ما چه رنجی که کشیدیم

برای پریدن من توی این هوای بسته

پر پر کشیدنم شو که پرو بالم شکسته...

خودم به خودم تولد خودمو تبریک میگم! راستی تولد آدما تبریک گفتن هم داره؟ وقتی کسی رو داشته باشی که بیادت باشه لازم نیست خودت جار بزنی من اومدم! خوب اومدی که اومدی گیرم! اول ژانویه دنیا اومدی! گیرم اونروز اولین برف زمستونی رو زمین نشسته بود !گیرم اولین فرزند و اولین نوه بودی! گیرم ....چرا داد و بیداد میکنی؟ بیشین سر جات بینیم! تو این دنیای که همه غرق مشکلاتشون هستن کی اومدن تو چه واقعه مهمی میتونه باشه؟ چرا برا بیشتر آدما کی رفتن دیگران مهمتره؟

تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی

تا که رفتیم هم یار شدند..........................

نه بابا خوشحال نشین ما نرفتیم مثل سنجد بازم برمی گردم هااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 11:54 توسط نــرگــس |